
بارون می زد رو صورتم. آرایشم ذره ذره پاک می شد و من قهقهه می زدم. رو به آسمونِ شب کرده بودم و به تمام آدمایی که به قیافه « گورخری»م نیگا می کردن، قهقهه می زدم. قهقهه می زدم و رو جدول راه می رفتم. قهقهه می زدم و می دویدم رو پل هوایی. قهقهه می زدم و ماشینا از زیرِ پام رد می شدن. من می چرخیدم و می رقصیدم و قهقهه می زدم و از تهِ حنجره داد می زدم « دون تل می وات تو دو» و با خودم فکر می کردم شاید زندگی همین باشه. ترکیبِ شیرینی از غمِ تمام چیزهایی که نداری، با شادیِ تمام چیزهایی که داری و امیدِ تمام چیزهایی که دلت می خواد به دست بیاری. با موزیک. با ایشون. ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
افتادم رو دوره مرگ. این جسم بی حرکتِ متعفن که ساعت آ زل می زنه به یه گوشه و اوج و فروداش از تعداد انگشتای یه دست بیشترن.. من که نیستم.. منم..؟!زاگرسِ علیل شدم، می دونم مرسو کجا پیدا می شه.. اما.. جراتشو ندارم.کاش سطل آشغالِ اتاقِ فرشته یه آغوش محکم داش.من بهتر از این حرفام.. باور کنین هستم. حالم خیلی بهتره. خیلی خوشحال ترم. اصلا خاطر ندارم با بغض رقصیده باشم. خیلی وقته خودمو به در و دیوار نکوبیدم. خیلی وقته از کلافگی عق نزدم؛ فقط باید همین دور و برا قایم شده باشم...عنوان از dancing with myself که حسش نیست پیدا کنم لینکشو. خوانندش Billy idol عه....
ادامه مطلب