تا به حدی دچارِ بیماریِ « آن سویَش ناپیدا» گشته ام، که خانواده محترمی که هر صبح زلفانِ این جانب را گرفته و کشان کشان از تخت می کشیدندم بیرون نیز دلشان به حالم سوخت و امروز را در جوارِ تخت خواب به سر می برم. لکن این جانب یک قالب کره را درونِ ماهیتابه انداخته، تخم مرغانی چند را در آن قرار داد و الآن مشغول میل نمودن لقمه هایی روغن چکان است. باشد که فردا هم تا لنگ ظهر بخوابیم.
+ همشم آهنگای خوب گوش نکنین، با اینم یه قری بدین که کلا موزیک تلفیقی رو برده زیر سوال.:))