خرید بک لینک

- دستم ترکید اِل.:|

+ یه کم دیگه مونده. چقد وول می خوری.-___-



صرفا یه پوزیشنه با کلی مو. صورت و اینا نداریم که یه وخ اسلام به خطر نیفته. سر همین، از دو تا دو و چهل دقیقه تو یه حالت لمیده بودم. الناز هم همش غر می زد که چقدر تکون می خورم.

دوست داشتنیه، نیس؟

اولین باریه که یه تصویر نقاشی شده از خودم دارم. حالا از پشت یا هر چی. هر جا می رسم نشونش می دم.:))




بعدا نوشت:

آواز خون از جلوی درِ خونهه رد می شدم. اونجا صدایِ عبدالباسط میومد. یه رزِ آبیِ خوشال تو دستم بود با ربان سفید، کلی تاج گلِ پلاسیده دمِ درشون بود، با ربان سیاه.

همینقدر متفاوت. جالب نیست؟

برچسب: از وقتی که یادم میاد,دانلود از وقتی که یادم میاد, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 23:49

صفحه بندی