برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
به آسمونی که به خاطرت می باره قسم، سرد نیست خاک. نه حداقل اونقدری که می گن...
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
*_* ^_^
*دخترک از زیر نور فواره های رنگی رنگی مسجد جامع یزد سلام میرساند!
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
خدای عزیز و مهربونم؛
ممنون که بین این همه میلیارد آدم، شنیدی منو.
مرسی که با وجود تمام آدمای بداخلاق ولی مشغول نماز، کوچه پشتی مسجد جامع یزد بودی و پیش ما. نه پیش اونا.
* و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا آن ها را به خودفراموشی دچارساخت.
قسمتی از آیه 19 سوره حشر.
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
به علت عدم احساس امنیت یکی از نویسنده ها (چرا سرتون تو ماتحت آدمه آخه؟ ) آدرس وبلاگو دارم عوض می کنم اگر کسی هست که فالو نمی کنه و می خواد آدرس جدید رو داشته باشه، می تونه بهم پی ام بده.
آی دی من رو هم که می دونین دیگه. @No1am
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
توی خانه راه می روم و زیرصدای تمام آوازهایی که می خواهند نشان بدهند هنوزم خودمم، یک دختر جدی منطقیست که زمزمه می کند《 چه خوب که عاقل تر شده ام...》
《 چه خوب که عاقل تر شده ام.》
《 چه خوب که عاقل تر شده ام 》
《 چه خوب که عاقل تر شده ام.》...
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
سبای عزیز!
من نمی دونم الآن کجایِ کره خاکی هستی یا کی ای اصلا. خواستم بگم از اولِ پاییز تاحالا دو بار اومدم تولدت و لطفا اگه برای بار سوم به شک افتادن و بهت زنگ زدن، سه نکن. من تولدِ توعم!:))
* یعنی یا به شدت اونطرفی، یا اینطوری که با شوخیایِ نودهشتیا وارشون با دوستایِ پسرم دارم دیوونه می شم.:| همتون سبایین زین پس. اَه.:|
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل
چندیــــــن ساعت به صفحه سفید زل زدن و فکر کردن به اینکه چقدر شبیه ذهنمه و در نهایت، طبق عادت همیشگی با چرت ترین و رک ترین جملات ممکن پُرِش کردن.
و البته، زیاد شدنِ زجر دهنده اعدادِ پایین صفحه. دوازده دو نقطه سه، صفر، شد صفر، دو، دو نقطه، صفر، نه.
به خدا که ساعت مزخرف ترین اختراغ بشره.
برچسب:
نویسنده: ماهان پاکدل